تبلیغات
my routines - آشوب های شبانگاهی

my routines

سه شنبه 24 فروردین 1395

آشوب های شبانگاهی

نویسنده:   

هر شب که میام خونه بعد از سپری کردن یه روز سخت یا نه چندان سخت ; با استقبال خانواده رو برو میشم و مسیر 3 دقیقه ای رو که باهم توی ماشین هستیم با داد و بیداد سرهم قشنگ ترش میکنیم...
بعضی اوقات هم به محض رسیدن به خونه شروع میشه...شاید این آشوب ها برای چند شبی
 ناپدید بشن اما برطرف نمیشن...
ظاهرن هم دلیلش کامل نبودن من هست....
قصد نداشتم امشب پست بزارم اما یه جورایی به ستوه اومدم... ته این شبا یه سوال دائم تو ذهنم رژه میره..."آخرش چی میشه؟"

بگذریم....
دیشب دوباره یکی از اون اعتراض های وجودم با دیدن یه عکس پررنگ شد و فوق العاده عصبانی و ناراحتم کرد از این که دستم به جایی بند نیست...

تایم آخر حساب کردم دیدم 11 ساعت توی این هفته استراحت کردم...
تازه هنوز هفته به آخر نرسیده.....
الآن به هر گوشه ی اتاقم که نگاه میکنم کلی کار میاد توی ذهنم....
امیدوارم باز اختلالی ایجاد نشه...

پ.ن: دوستان من این وبلاگ رو صرفن برای این زدم که خفه نشم و بتونم جایی گوشه ای از عقاید و زندگیم رو نشر بدم(به خصوص که عکس دیشب باعث شد حداقل فعلن از اینستاگرام خداحافظی کنم) بنابراین توقع ندارم که اگر کسی میخونه اینجا رو نظر هم بده...اما اگر حس کردین لازمه , خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم...

شب خوش!!!!

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :