تبلیغات
my routines - دو سالگیت مبارک وبلاگ جان

my routines

پنجشنبه 24 اسفند 1396

دو سالگیت مبارک وبلاگ جان

نویسنده:   


سلام سلام...
اول باید بگم که خوشحالم که حتی شده بر حسب اتفاق حواسم به 2 ساله شدن وبلاگم بود... 2سال پیش وقتی پشت کنکوری بودم و زندگی واقعا برام سخت بود اینجا رو راه انداختم... روزایی که الان هم که یادشون میفتم از ته قلبم خدا رو شکر میکنم که تموم شدن،درسته که خوشی و خنده و اندک لذتی هم داشتن اما واقعا به استرس و بلاتکلیفی وحشتناکشون نمی ارزیدن...
 96 هم داره نفسای آخرش رومیکشه.. امسال برای من سال بدی نبود راستش... ازدواج سعید ، معدل خیلی خوب اولین ترم 96 و معدل خیلی بد دومین ترم 96! امسال درگیری های زیادی داشتم... از یه طرف با بچه های دانشگاه و لج شدن چندین نفر با من، از یه طرف یکم سوتفاهم های دوستانه... اما از اینا که بگذریم ، میرسیم به آرزوی محقق شده ی من...
تابستون خیلی تلاش کردم تا روز تولدم کنسرت گروه مورد علاقم رو برم و به این عقده ی کنسرت پایان بدم که نشد... هفت اسفند اما من با تموم استرسا و سختیاش بالاخره رفتم کنسرت چارتار... همت کردم واقعا... هفتم اسفند روز یکشنبه بود ، من و دخترخالم قرار بود ساعت 3:30 پرواز کنیم سمت تهران و بعد مستقیم بریم کنسرت.. توی تموم بدو بدو هام تلفنم زنگ خورد و گفتن که پروازمون 4:40 انجام میشه... دنیا رو سرم خراب شده بود... همش فکر میکردم بعد این همه مدت بلیط گرفتم که به کنسرت نرسم؟ انصاف نیست که... خلاصه که ناامید نشدم و رفتم فرودگاه... ساعت 6:15 پرواز نشست تو فرودگاه و ساعت 7:15 درست چند دقیقه قبل از شروع، ما رسیدیم... آخر شبش یه باریکلا محکم به خودم گفتم و خوابیدم... سخت بود برای منی که یه بارم برج میلاد نرفته بودم با یه کوله از مشهد راه بیوفتم و برسونم خودم رو به کنسرت...سفر خیلی خوبی بود...روحم رو تازه کرد به معنای واقعی...
گاهی کافیه ما جرئت کنیم، نترسیم از تنهایی وهزار تا چیز دیگه و بریم جلو...اینا رو منی دارم میگم که از موقع کنکورم زندگیم بهم ریخته و نمیدونم کدوم قطعه پازلم گم شده... ولی هر از گاهی خدا یه حالی بهم میده که تا عمر دارم یادش که میفتم لبخند از رو لبم پاک نمیشه...
امیدوارم 97 سال خیلی بهتری برای برای کشورمون باشه و رخت عزا از تن خسته ی این گربه در بیاد...
امیدوارم 97 برای هممون پر از موفقیت و شجاع بودن و پیشرفت باشه...
عیدتون پیشاپیش مبارک...
#دو_سالگی_وبلاگ

نظرات() 
مرضیه
پنجشنبه 24 اسفند 1396 09:45 ق.ظ
زیبایی ات
هر بار وسوسه برانگیزتر از پیش است!
مثل سرخ ترین سیب دورترین نقطه ی درخت...
ومن کودکی که همیشه با زانوی زخمی به خانه بر می گردد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :