تبلیغات
my routines - آخه چـــــــرا؟

my routines

شنبه 20 خرداد 1396

آخه چـــــــرا؟

نویسنده:   

سلام
یه وقتایی فکر می کنم که اینجا نوشتن لذتش خیلی بیشتره از اینه که گاهی توی Storyهای اینستا بنویسم...
جدیدا ترسیده شدم از قضاوت شدن،از فامیل و قضاوت هاشون میترسم چون میدونم ترکشش به مامان و بابا میرسه....

میدونین خیلی لذت داره که ناشناس بنویسی،ناشناس هم خونده بشی و حتی قضاوت بشی...

یکی از جالب ترینها اینه که چند وقته افراد مختلف توی دانشگاه میرن از دوستای صمیمیم میپرسن چرا غزل از ما بدش میاد؟:| 
چــــــرا واقعا با من اینکار رو میکنین؟!!!
امروز تو فکر رفتم که مگر من چه رفتاری از خودم نشون میدم و بعد به هیچ نتیجه ای نرسیدم...

چند ماه پیش با یکی از دوستایی که از قدیم الایام (حدود 10 سال پیش) دوست بودیم به شدت رابطمو کم کردم ...
در حد خیلی کم و غیرمستقیم و مستقیم فهموندم که فعلا نمیخوام سر وکلت تو زندگیم پیدا بشه...
از آدمایی که دائما در حال خودستایی هستن بدم میاد..چند روز قبل اومدم یکم رابطمو نرمال تر کنم دیدم حسابی توپش پره...بیخیال شدم و فکر کردم که شاید حق حرمت هامون این بود که هرچی زودتر سر و تهشو جمع کنیم...
الآن هم به نسبت راضیم...

برای تابستونم کلی برنامه دارم...2 تا کلاس زبان!آلمانی+انگلیسی!گواهی نامه جان(هرچند که یه مقداری ترسیده شدم) و مدرسه تابستونه.....
عقده ی کنسرت هم که برای اهالی شهر من طبیعیه کاملا و من در صددم که این تابستون رفعش کنم
پ.ن:
دوتا کامنت پست قبل باعث شد حس کنم بعد از یک سال پراکنده و با ذهن نامرتب نوشتن،خونده شدم...
فوق العاده برام حس جذابی بود...


روز خوش





نظرات() 
بی سر و پا
سه شنبه 30 خرداد 1396 02:38 ب.ظ
...
asra__ab
پنجشنبه 25 خرداد 1396 06:45 ب.ظ
سلام
خوشحالم که خوشحال شدی☺
منم دقیقا تو پیج اینستام روزانه هامو ب اشتراک میذاشتم تا اینکه دیدم داره داستان میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :